تبليغاتX
تمدن پارسی

تمدن پارسی

تقدیم به او که دوستش دارم

سلام به بچه های عزیز . شرمنده که یه دو  سه روزی نتونستم مطلب بزنم ولی حالا می خوام جبران کنم و هر روز مطلب جدید بزنم . این مطالبو بخونین و ........


ضد حال های موجود در اینترنت !!!

            میری تو یه وبلاگی می بینی موزیک قالبش آهنگ شماعی زادست!!!
            یه فایل ZIP دانلود می کنی به جز آنفولانزای مرغی تمام ویروس ها توش
            هستن
            تو جستجوگر عکس گوگل تایپ میکنی کرگدن عکس خودت رو پیدا می کنه !
            بعد از کلی کار و خستگی میری اینترنت می بینی یاهو و گوگل هم فیلتر شدن

            داری واسه استادت ایمیل ( التماس واسه نمره ) می زنی یهو کارتت تموم
            میشه
            میری تو یه سایتی انقدر دنبال یه لینک می کنی تا آخرش مخت هنگ می کنه
            سایتت رو با هزار بدبختی تو گوگل ثبت می کنی وقت جستجو میافته صفحه
            400!!!
            میری تو کافی نت دانشگاه میبینی فقط سایت LABAIK.COM بازه !!!!
            سه ساعت یه فایل و دانلود می کنی ( بدون DAP ) به 99% که میرسی یهو
            RESET میشی
            رو لینک فقط بالای 18 سال کلیک میکنی میری تو سایت عمو پورنگ! 

 اینم لطیفه کوتا :

 غضنفر از یکی میپرسه ببخشید قبله کدوم طرفه؟ طرف جواب میده اینور، غضنفر  میگه خیلی باید برم

 بامشاد رو  روز قیامت میبرند جهنم، میپرسه چرا؟ میگن 125/37 نماز قضا داشتی، بامشاد  میگه 125 یه چیزی، تقسیم بر 37 اش دیگه چیه؟، جواب میدن، اون سینوس زاویه انحرافت از قبله است

 غضنفر  میره حرم امام رضا میبینه یه دختر خوشگل تو بخش خواهران ایستاده، میره نزدیک میبینه دختره داره میگه، امام رضا به من قیافه خوشگل دادی، پدر مادر خوب دادی، مال دادی اموال دادی، یه شوهر خوب فقط مونده که بدی، غضنفر  خودشو پرت میکنه وسط میگه امام رضا هل نده، هل نده خودم دارم میرم پیشش

يه روز يه غضنفر  ميره مسابقه قران ، نوبت اون که مي شه براش سوره بني اسرائيل مي افته ، اونم از مسابقه انصراف مي ده

 غضنفر  بالاي درخت چنار بوده يارو ميگه اون بالا چي كار ميكني ميگه دارم توت ميخورم ميگه اين كه درخت چناره ميگه توت تو جيبمه

 يه گنجشکه مي خوره به يه موتوريه و بيهوش مي شه و موتوريه هم برش مي داره مي بره تو خونه و مي ندازدش تو يه قفس تا به هوش بياد وقتي گنجشکه به هوش مي ياد و خودش رو تو قفس ميبینه جيغ مي زنه و مي گه وای خدا مرگم بده مث اينکه موتوريه مُرد

غضنفر  داشت ماهی تمیز میکرد ماهی تکون می خوره . غضنفر سر ماهی رو می کنه تو آب میگه خفه شو بمیر  

 غضنفر  يه روز سرد زمستون مي بينه که يه اسب از دهنش داره بخار در مي ياد ميره جلوتر و مي گه جل الخالق ! پس اون اسب بخاری که مي گن اينه

 برای غضنفر يه دختر نشون مي کنند ... اونم با سنگ مي زندش

يك هواپيما داشته از تبريز ميرفته پاريس، وسطاي راه يهو صداي خلبان از بلندگوها مياد: اَتِنْشِن پليز! ايلده خلبان اسپيكينگ..مسافران ليسنينگ! موتور چپ هواپيما از كار افتاده، ولي شما هيچ نترسيد! من خودم واردم، هواپيما رو سالم ميشونم. يك مدت ميگذره، دوباره صداي خلبان از بلندگوها مياد كه: اَتِنْشِن پليز! ايلده خلبان اسپيكينگ..مسافران ليسنينگ! موتور راست هواپيما هم از كار افتاده، ولي شما هيچ نترسيد! من خودم كلي تجربه دارم، تا فرودگاه بعدي هم راهي نيست، هواپيما رو سالم ميشونم. باز يك مدت هواپيما دور خودش ميچرخه، دوباره صداي خلبان از بلندگوها مياد كه: اَتِنْشِن پليز! ايلده خلبان اسپيكينگ..مسافران ليسنينگ! همين الان دم هواپيما كنده شد، ولي شما هيچ نترسيد! من خودم هواپيما رو ميشونم. يك ده دقيقه مي‌گذره، دوباره صداي خلبان از بلندگوها مياد كه: اَتِنْشِن پليز! ايلده خلبان اسپيكينگ..مسافران ليسنينگ! اَشهداَن‌لااله‌الله!!!   

غضنفر ميره سوراخ لاية اوزن رو بدوزه، خودش !!!ميمونه اونور

يه پرگار قرص اکس میخوره مستطيل مي كشه 

سازمان بهداشت جهاني براي آزمايش يك واكسن جديد و خطرناك احتياج به داوطلب داشت. از ميان مراجعين فقط سه نفر واجد شرايط اعلام شدند. يك آلماني، يك ايراني و يك فرانسوي. قرار شد براي انتخاب نهايي با آنها  مصاحبه شود. از آلماني پرسيد: براي اينكار چقدر پول مي‌خواهيد؟ او گفت: صد هزار دلار، اين پول را ميدهم به زنم كه اگه از اين واكسن مردم يا فلج شدم زنم بي‌پول نماند. از فرانسوي نيز همين سوال را كردند و او گفت: من دويست هزار دلار مي‌گيرم، صد هزارتا براي زنم و صدهزارتا هم براي معشوقه‌ام. سوال را از ايراني هم پرسيدند و او گفت:من سيصدهزاردلار مي‌خواهم. صدهزارتا براي خودم، صد هزارتا هم حق و حساب شما، صد هزارتاشو هم ميدم به اين آلماني كه واكسن را بهش بزنيد!

غضنفر  ميخواسته بياد تهران، ميره ترمينال از يه راننده ميپرسه آقا بليط تهران چند؟ رانندهه ميگه: اگه جلو بشيني 1000 تومن وسط 800 تومن رو بوفه 500 تومن، بعد ميخواد يكم يارو رو سر كار بذاره، ميگه:‌ اگه دنبال اتوبوس هم بدويي 300 تومن! غضنفر  يك نگاهی به كيف پولش مي‌كنه، ميگه: خوبه دنبالش ميدوم! خلاصه 300 تومن ميده‌ و بسم‌الله شروع مي‌كنه دنبال اتوبوس دويدن. نزديكاي غروب اتوبوس داشته از نزديكاي كرج رد ميشده،‌ رانندهه ميبينه غضنفر  هي داره از عقب اشاره ميكنه، شاگردش ميگه:‌ بابا داغون شد! نگه دار سوار شه. هوا داره تاريك ميشه سختشه، بيچاره 300 تومن هم كه داده. راننده هم نگه ميداره غضنفر  نفس نفس زنان و شاكي مياد جلو ميگه: ‌اينجا كرج بود ؟ راننده ميگه:‌ آره. غضنفر  ميگه:‌ خوب دیونه  چرا هر چي علامت ميدم نگه نميداري؟! من ميخواستم كرج پياده شم!!!

يك كرم رفت آبادان گفت مو مارم

يه روز يكي ميره تو يه مسافر خونه مي خوابه بغل دست غضنفر  و چون خيلي هم خسته بود مي خواست زود بخوابه كه از شانسس ديد كه غضنفر  هي پشت سر هم داره میگه  من تشنمه ها ! من تشنمه ها ! من تشنمه ها و همينطور ادامه مي داد كه آخر سر مرده پيش خودش گفت كه بابا پدرم در اومد بهتره پاشم برم براش آب بيارم تا ساكت شه و تا من هم يه كم بخوابم  به همين خاطر پاشد و رفت يه ليوان آب آورد و داد به غضنفر  و غضنفر  هم خورد و خوابيد اما همينكه مرده مي خواست سرشه بذاره بخوابه ديد كه غضنفر  ايندفعه شروع كرد به گفتن اين جمله : آخيش تشنم بودا ...آخيش تشنم بودا و تا صبح همين كارو ادامه داد

يه روز غضنفر  ادعاي خدائي مي كنه يكي بهش مي گه :آخه احمق تو كه ادعاي خدائي مي كني هيچ مي دوني كه همين ديروز يكي ادعاي پيغمبري كردش دارش زدن كه تركه هم با خونسردي جواب مي ده :كار خوبي كردن ،چون من نفرستاده بودمش

غضنفر  تو صف نون وائي بود كه مي بينه شاطره اومد و دستشو گذاشت جلوي اون  و گفت از اينجا به بعد ديگه نون نمي رسه غضنفر به جلوئيش مي گه يه كم برو جلوتر تا منم جا شم

يه روز دو نفر ميرن خونه خدا واسه عبادت تا حاجي شن  وقتي به محل سنگ اندازي به شيطون مي رسن شروع مي كنن پشت سر هم به شيطون سنگ انداختن و هر چي دستشون بود پرت مي كردن كه يه دفعه يكي از اونا رو به اون يكي مي كنه و مي گه : غضنفر غضنفر من سنگام تموم شد كه اون يكي با عجله و تند ميگه كم نيار كم نيار عوضش فحش بده

به غضنفر  میگن اگر آمريكا حمله كرد چه كار ميكنى؟ گفت: زنگ ميزنم 110  

يه روز غضنفر  اسم بچشو  رستم مي گذاره و بعدش مي ترسه تا صداش كنه 

يه روز  غضنفر و بامشاد  ميرن يه مهموني و بامشاد  با ديدن ليوانهائي که برعكس روي ميز چيده بودند به غضنفر  ميگه:ببين غضنفر ليواناي اينا سر نداره و بعدش ليوانو بر مي گردونه و باز به دوستش ميگه :ببين غضنفر تازه تهش هم سوراخه كه!!!!

يه روز يه غوله از تو چراغ جادو مي ياد بيرون و به غضنفر  مي گه : تو مي توني سه تا آرزو کني و من برآوردشون کنم.خب آرزوی اولت چيه؟  غضنفر  ميگه يه 206 مي خوام و غوله سريع براش  آماده مي کنه و ميگه : خب آرزوی دوم و غضنفر  باز ميگه يه 206 ديگه  و غوله يه کم تعجب مي کنه و ميگه خب بيا اين هم دومين 206 برای شما و حالا آخرين آرزوت چيه و غضنفر  باز بدون معطلي ميگه بازم   206 ميخوام  باز هم غوله 206 مي ياره اما با تعجب از غضنفر  مي پرسه ببينم اينهمه 206 رو برای چي مي خوای و  غضنفر  جواب مي ده مي خوام بفروشم ماکسيما بخرم 

غضنفر  ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر به دادم برس، الان دو هفته‌است هر شب تا صبح كابوس ميبينم! دكتره ميپرسه: چه كابوسي مي‌بيني؟ غضنفر میگه : هر شب خواب ميبينم قورباغه‌ها جام‌جهاني راه انداختن، منم هرشب واميستم داور! دكتره ميگه: اي بابا، اين كه خيلي ناجوره. بيا برات يك دوا مينويسم، از فردا بخور خوب ميشي. غضنفر  مي‌پرسه: آقاي دكتر، ميشه اين قرصها رو از پس فردا بخورم؟! دكتره ميگه: شدنش كه ميشه، ولي واسه چي؟ غضنفر  ميگه: ايلده فرداشب فيناله!!!

غضنفر  ميره بقالي، ميگه: حاج‌آقا سيگار نخي داري؟ يارو ميگه: بله داريم. غضنفر  ميگه: بي‌زحمت يك بيست نخ به ما بده!! مرده كف ميكنه، ميگه: خوب مرد مؤمن يك بسته بگير. غضنفر  ميگه: نه آخه بسته بگيرم زياد ميكشم!!

غضنفر  مادرزنش رو ميبره دكتر، دكتره ميپرسه: اين بنده خدا چه بلايي سرش اومده؟ غضنفر  ميگه: زهر خورده. دكتره تعجب ميكنه، ميپرسه: پس چرا سر و صورتش خوني ماليه؟!  غضنفر  ميگه: آخه لامصب به زبون خوش كه نميخورد!!

 

حال بچه ها اين لغتنامه رو بخونيد اميدوارم حالشو ببريد

آب دوغ خيار         آبگوشت فقرا
آبشار                 رود خانه ديواري
آبگوشت              سوپ باستاني
آبله                    دست انداز صورت
آپانديس              کوچه بن بست
آخور                   رستوران الاغ
آدامس                لقمه سمج
آدم حوا               مواد اوليه بشر
آرواره                  صندلي دندان
آروغ                    کمپرس معده.سکسکه وحشي
آسانسور             زندان موقت.پله تحصيل کرده.پله پرنده.تابوت سيخي
آستر                  زير شلواري کت
آستين                دستمال خودکار بيني
آسمان                طاق بي ستون
رعد و برق            آروغ عزرائيل
آسيا                   قاره تازه دندان در آورده
آش رشته            خوراک کرمکي
آفتاب                   ساعت فقرا
آفريقا                   ذغال گشتي
آمپول                   سيخونک آدميزاد
آنتن                     بيلاخ پشت بام
آهنگ غربي           موسيقي خارج از دين
آفتابه                   ظرف بي تربيت
آينه اتوبوس           چشم پشت سر راننده
آينه تاکسي          تلويزيون مدار بسته

آينه                      شيسه عمر دختران.تلويزيون شخصي.عکاس فوري.سند محکوميت زشتيها.قبله خانمها

 

عشق از ديد گاه کسي که بار اول عاشق مي شود : عزيزم باور کن بدون تو حتي يه لحظه هم نميتونم زندگي کنم.تو واسم همه دنيا هستي ....(جمله عاشقانه : فدات شم عزيزم خيلي خيلي دوست دارم)

عشق از ديدگاه کسي که بار اولش نيست : عزيزم خيلي دوست دارم باور کن به خاطر تو شب ها با پاي برهنه ميخوابم(جمله عاشقانه : آه عزيزم ديرم شده بايد برم)

عشق از ديد يک راننده : راديات(رادياتور)عشق من برات جوش آمده باور نداري بر آمپرم بنگر(با لهجه شوفري بخونيد)(جمله عاشقانه:نوکرتم ..بو بو بوغ)

عشق از ديد بعضي ها : آخدا ميشه بيا خوستگاريم...(جمله عاشقانه:يا شابدالعظيم1000تومن نذرت مي کنم بياد خوستگاريم)

عشق از ديد اراذل و اوباش : عشق مشغ سيخي چند.برو بچه سوسول دلت خوشه(داداش خونه .... نداري...)(جمله عاشقانه:بو بو بوغ..خانم بيا بالا خوش ميگذره)

عشق از ديد يک مهندس الکترونيک : عشق همان دوست داشتن است وقتي درAv Open Loop ضرب ميشود البته در اين ناحيه انسان به صورت غير خطي عمل مي کند(جمله عاشقانه:عزيزم تو منو در منحني مشخصه با ياس کردی)

عشق از ديد بابام : آخه پسر عشق واست نون و آب ميشه....حالا بگو پدرش چکاره است؟(جمله عاشقانه:برو با دختر حاج آقا عروسي کن) 

عشق از ديد معلم ديني : عشق تنها هدف آفرينش هستي است زيرا انسان تنها موجودي است که عاشق ميشود(جمله عاشقانه:.....) 

خوف بید (به نقل از آقا مجید)

 

 

جمعه 27 مرداد1385 ساعت  21:34   رضا   

تاریخچه استقلال

در سال 1323 چهار جوان تصمیم گرفتند تا باشگاهی تاسیس نمایند. نام انها

میرزایی،نواب،خشایار و جانانپور بود. تصمیم انها در چهارم مهر این سال عملی شد و

باشگاه نیز خیابان فردوسی در نظر گرفته شد. علاوه بر انها

خاکزاد،گیتی،گریش،کلانی،مهدیون و حسینی نیز دیگر اعضای باشگاه بودند که به دلیل

علاقمندیشان به دوچرخه سواری نام باشگاه را ( دوچرخه سواران) نهادند.ابتدا تنها

رشته فعال باشگاه دوچرخه سواری بود،اما بعدها رشته های والیبال،پینگ

پنگ،بسکتبال،وزنه برداری،کشتی،شنا و فوتبال نیز فعالیت خود را آغاز کرد. طی

مذاکراتی که مسئولان باشگاه دوچرخه سواران با علی دانائی فرد  مو سس وقت باشگاه

تورانجام دادند، موافقت شد که باشگاه تور با نام دوچرخه سواران وارد عرصه رقابت در

فوتبال شود.

رقابت اصلی در فوتبال کشور تا پیش از سال 1325 بین 3تیم دارایی،شاهین و سرباز بود،

اما با ورود تیم دوچرخه سواران که از همان ابتدا با پیراهن آبی وارد میدان شد،مثلث

قدرت به مربع شد و قطب چهارم فوتبال نیز شکل گرفت. تیم دوچرخه سواران در سال 1325 و

با حضور پرویز عمو اوغلی،گرائیلی،دانائی و سید آقا جلالی در هیئت مدیره تشکیل و

روانه رقابتها شد.حاصل کار نایب قهرمانی در سالهای 25 و 26،نایب قهرمانی و قهرمانی

جام حذفی در همان سالها بود. در سال 1328 نام باشگاهدوچرخه سواران به تاج تغئیر

یافتو در همین سال قهرمان باشگاههای تهران شد.به دلیل اهمیت باشگاه تاج از ردیف

بودجه اختصاصی برخوردار شد.رنگ لباس باشگاه نیز پیراهن آبی با آستین سفید، شرت سفید

و جوراب سفید بود. علی دانائی فرد برای تقویت این تیم، تیمهای تورج،

افسر،دیهیم،کورش و اتم را تاسیس کرد. تاج در سراسر کشور گسترش یافت و در شهرهای

اهواز و رشت بیش از دیگر نقاط ایران پایگاه مردمی یافت.

 

زمان شکوفایی

 اولین سفر خارجی باشگاه تاج به افغانستان بود  که سمره آن پیروزی 3 بر 2 تیم تاج

شد. دهه 40 زمان شکوفایی باشگاه تاج بود. این تیم با تیم هی خارجی چون: راپیدوین

اتریش،تورپیدوی موسکو،اسپارتا پراک چک، دوسلدورف آلمان،کریستان پرو و تیم های دیگری

از کشورهای برزیل،سوئیس،ترکیه،سوئد و آذربایجان بازی های دوستانه برگزار کرد که

موجب شهرت بیشتر این باشگاه شد.در این دهه ، باشگاه تاج با به خدمت گرفتن رایکوف

یوگوسلاو تحولی شگرف در فوتبال استقلال و حتی ایران به وجود آورد.نسل ماندگار

فوتبال ایران به خصوص استقلال، در این دهه شکل گرفت.افرادی چون ناصر حجازی، منصور

پورحیدری،نصر ا.. عبدالهی،پرویز قلیچ خانی،علی جباری،فرامرز ظلی،جلال طالبی،جواد

قراب،غلامحسین مظلومی،عزت جانملکی، ایرج دانائی فرد، منصور رشیدی، حسن روشن و ...

از جمله آنان بودند.

 

اولین قهرمانی در آسیا

در فروردین سال 1349 و در باشگاه لبریز از تماشاگر امجدیه( شهید شیرودی)، تیم های

تاج از ایران هاپوئل رژیم صهیونیستی فینال جام باشگاهای آسیا را برگزار کردند. در

این دیدار تیم تاج تا دقیقه 83 یک بر صفر عقب بود که در این دقیقه غلام وفا خواه که

به مرد جامها معروف بود، گل تساوی را وارد دروازه حریف کرد و کار به وقت اضافه

کشیدکه تیم تاج با گل مسعود معینی مدافع پیش تاخته خود در وقت اضافه قهرمان آسیا

شد.

ترکیب تیم تاج که قهرمان آن دوره شد عبارت بود از : ناصر حجازی، علی جباری ،مهدی

لواسانی ،جواد ا.. وردی ،کاروحق وردیان ،مسعود معینی ،غلامحسین مظلومی ،عزت جانملکی

،جواد قراب ،اکبر کارگرجم ،علیرضا حاج قاسم ،نصر ا...عبداللهی ،مهدی حاج محمد ،عباس

مژدهی ،منصور پورحیدری و مسعود مژدهی یاران کمکی این تیم: غلام وفاخواه از عقاب و

محمود خوردبین از پرسپولیس بودند. سرمربی تیم رایکوف از یوگسلاوی بود.

تغییر نام تاج به استقلال و دومین قهرمانی در آسیا

با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 باشگاه تاج به استقلال تغئیر نام پیدا کرد.

استقلال در سال 1370 برای دومین بار قهرمان آسیا شد. استقلال در فینال باشگاه های

آسیا توانست تیم لیائولینگ چین را با نتیجه 2 بر 1 شکست دهد و جام را برای دومین

بار به خانه بیاورد.در این دوره عبدالصمد مرفاوی آقای گل شد، مجید نامجو مطلق

تکنیکی ترین بازیکن، عباس سرخاب بهترین بازیکن و احمدرضا عابدزاده بهترین دروازه

بان جام شدند. بازیکنان استقلال در این دوره عبارت بودند از : احمدرضا عابدزاده

،حمیدرضا بابازاده ، شاهرخ بیانی ،شاهین بیانی ،فرشاد فلاحت زاده ،رضا حسن زاده

،مهدی فنونی زاده ،امیر موسوی نیا ،صادق ورمزیار ،رضا نعلچگر ، جعفر مختاری فر

،امیر قلعه نویی ،رضا احدی ،میرشاد ماجدی ،ایمان عالمی ،عبدالصمد مرفاوی ،عباس

سرخاب ،عبدالعلی چنگیز ، مسعود غفوریهای اصل ،ناصر عباسی ،مرحوم امیر دولت آبادی

،خسرو پارسا و مجید نامجو مطلق. یاران کمکی این تیم نیز سید غلی افتخاری سید مهدی

ابطهی بودند. سرمربی: منصور پورحیدری.

 

مربیان خارجی از بدو تاسیس

 زدراکو رایکوف، ولادمیر جکیج، بونژاک، یوگنی سوکومور خوف،جکیچ دلیچ، لئونید

بیلفسکی و رولند کوخ از جمله مربیان خارجی بودند که با استقلال کار کردند. در این

میان رایکوف بیشترین سابقه حضوررا دارد که به مدت هشت سال مربی استقلال بود و طی

این دوره با استقلال قهرمان ایران در سال 49،قهرمان جام میلزهند، دو دوره قهرمانی

باشگاهای آسیا و قهرمانی جام اتحاد را در کارنامه خود دارد.

 

مربیان استقلال از آغاز تا کنون

مرحوم علی دانائی فرد،محمود بیاتی،مرحوم رسول مدد نوعی،محمد رنجبر،حشمت

مهاجرهنی،پرویز ابو طالب،مجتبی کرد نوری،کمائی،مرحوم جاهد،مصطفی شرکا،حسن حبیبی،حسن

عضدی ،رضوی،اصغر شرفی،کامبیز جمالی،محمد صلاحی،منصور پورحیدری،غلامحسین مظلومی،بیژن

ذوالفقارنسب،ناصر حجازی،رضانعلچگر،عبداللهی،بهتاش

فریبا،اصغرحاجیلو،پرویزمظلومی،حمید ملک احمدی ،منصور رشیدی،جواد زرینچه و امیر قلعه

نویی مربیانی بودند که که از بدو تاسیس تا کنون به عنوان سرمربی رهبری تیم را

برعهده داشتند.

 

شایسته ترین ها و اولین های تاریخ 60 ساله باشگاه استقلال

گلزنان جام جهانی 1978 آرزانتین:ایرج دانائی فرد و حسین روشن هر دو در تیم استقلال

بودند.

اولین گلزن ایرانیدر جام جهانی: ایرج دانائی فرد.

اولین لژیونر:بیوک جدیکار (1336 به تیم ویکتوریا برلین)

اولین مربی:مرحوم علی دانائی فرد از سال 1325 تا سال 1348 به مدت 23 سال

اولین آقای گل آبی پوشان در لیگ: غلامحسین مظلومی در اولین دوره تخت جمشید با 15 گل

زده.

اولین کاپیتان: کامبیز جمالی

بازیکن تیم منتخب جهان:ایرج دانایی فرد.

پرافتخارترین مربی:منصور پورحیدری با بیش از 300 مسابقه و افتخار قهرمانی سال 90

باشگاه های آسیا.

بیشترین تعداد حضور: جواد زرینچه با 336 بازی طی 12 سال

کوتاه ترین گل در داربی: علی سامره در ثانیه 37 بازی مقابل پرسپولیس

پرجمعیت ترین بازی آسیا: استقلال ایران-جوبیلوایواتا ژاپن(با حضور 120 هزار تماشاگر

در ورزشگاه آزادی فینال جام باشگاه های آسیا در سال 78 )

بهترین بازیکن سال کشور بعد از انقلاب: علیرضا منصوریان1374 (گزینش بهترین بازیکن

برای اولین بار مرسوم شد)

جوانترین مربی: امیر قلعه نویی

 

تالار افتخارات

جام حذفی تهران 1326

جام استقلال افغانستان 1328

جام باشگاه های تهران 1329

جام حذفی تهران 1335

جام باشگاه های تهران 1336

جام حذفی تهران 1337

جام باشگاه های تهران 1340

جام باشگاه های تهران 1347

جام میلز هندوستان 1348

جام لیگ کشور 1349

جام باشگاه های آسیا 1349

جام میلز هند 1349

جام باشگاه های تهران 1350

جام اتحاد 1352

 جام لیگ کشور 1353

جام حذفی کشور 1356

جام باشگاه های تهران 1362

جام باشگاه های تهران 1364

جام میلز هندوستان 1368

قهرمان لیگ کشور 1368

قهرمان جام باردلو هندوستان 1368

قهرمان باشگاه های تهران 1370

قهرمان باشگاه های آسیا 1370

قهرمان جام استقلال قطر 1370

قهرمان لیگ دست 3 کشور 1374

قهرمان لیگ کشور 1376

قهرمان جام پرچم ترکمنستان 1376

قهرمان جام حذفی کشور 1378

قهرمان لیگ کشور 1379

قهرمان لیگ برتر کشور 1384

نایب قهرمان لیگ کشور 1352

نایب قهرمان لیگ کشور 1370

نایب قهرمان باشگاه های آسیا 1371

نایب قهرمان لیگ کشور 1377

نایب قهرمان لیگ برتر کشور 1380

نایب قهرمان لیگ برتر کشور 1382

نایب قهرمان جام حذفی کشور 1382

 

چهارشنبه 28 تیر1385 ساعت  9:34   رضا