علت دیوانگی
پزشک قانونی در تيمارستان دولتی سرکشی میکرد. مردی را میان دیوانگان دید که به نظر خیلی باهوش می آمد. او را پیش خواند و با کمال مهربانی پرسید که : شما را به چه علت به بیمارستان آورده اند؟
مرد در جواب گفت:
آقای دکتر بنده زنی گرفتم که دختر ۱۸ ساله ای داشت. یک روز پدرم از این دختر خوشش آمد و او را گرفت! و از آن روز ٬ زن من مادر زن پدر شوهرش شد. چندی بعد دختر زن بنده که زن پدرم بود٬ پسری زایید. این پسر٬ برادر من شد٬ زیرا پسر پدرم بود.
اما در همان حال نوه زنم و از این قرار نوه بنده هم می شد. و من پدربزرگ برادر ناتنی خود شده بودم. چندی بعد زن بنده پسری هم زایید و از آن روز زن پدرم خواهر ناتنی پسرم و ضمنا مادر بزرگ او شد٬ در صورتی که پسرم برادر مادر بزرگ خود و ضمنا نوه او بود.
از طرفی چون مادر فعلی من٬ یعنی دختر زنم! خواهر پسرم میشود٬ بنده ظاهرا خواهر زاده پسرم شده ام ٬ ضمنا من پدر مادرم و پدربزرگ خودم هستم٬ پس پدرم نیز هم برادر و هم نوه من است.
آقای دکتر ! اگر شما هم به چنین مصیبتی دچار میشدید٬ قطعا کارتان به تیمارستان می کشید!
(من هم دارم دیوانه میشم !!!)
سلام
نمیدونم از کجا شروع کنم! آخه خیلی حرف برا گفتن دارم .(دیگه بدون مقدمه شروع میکنم)
دوست دارم به حال مردم ایران گریه کنم !
از شر امتحانا راحت شدم ! ...
بنزین سهمیه بندی شد ...
مهستی (خدا رحمتش کنه)...
کشف یک غار عجیب! ...
تریاک٬ کراک٬ حشیش٬ هروئين (بلای جان آدم یا آتیش زندگی) ...
عشق و علاقه ...
از شر امتحانات راحت شدم ...
دیروز امتحانام بعد از حدود ۲۳ روز تمام شد٬ هر ترم حدودا ۱۰ تا ۱۵ روزه تموم میشد ولی این یکی خیلی طول کشد٬ توی وسط امتحانا توی یه روز٬ دقیقا سه امتحان داشتم (سخت افزار٬محاسبات٬اخلاق) که این روز شده بود کابوس من و بیشتر به یه سونامی شبیه بود تا امتحان! و برا این سه امتحان دقیقا سه روز وقت داشتم٬ حالا جالب اینجا بود روز این سه امتحان که رسید بعد از امتحان اولی با معاون دانشگاه در مورد این سه امتحان صحبت کردم! می دونید در جواب چی بهم گفت؟! گفت: در دانشگاه نباید طوری پیش بیاد که بیش از دو امتحان دانشجو بیفته تو یه روز و این اتفاق نباید برا شما می افتاد ولی متاسفانه افتاده و دیگه نمیشه کاریش کرد ولی قول میدم ترمهای بعد چنین مشکلی دیگه برا کسی پیش نیاد! (دمش گرم ! ) . خدا رو شکر همه امتحانا بخیر گذشت!
راستی یه اتفاق جالبتر !!!!
گفته بودم که ترم قبل برای این ترم تقاضای انتقالی داده بودم! بعد از حدود یک ترم جواب تقاضای من اومد٬ آره بعد از یه ترم ! امتحانای آخریم بود که مسئول نقل و انتقالات سر جلسه امتحان بهم گفت تقاضای انتقالیت قبول شده و میتونی انتقالی بگیری! بهش گفتم کدوم انتقالی؟ گفت: مگه ترم قبل تقاضا نداده بودی؟! نمیدونستم بخندم یا عصبانی باشم ! گفتم : من که تموم کردم آخه این انتقالی رو چیکار کنم ! از ترم اول تا حالا ٬ هر ترم برای انتقالی یا میهمان تقاضا میدادم ولی هیچکدوم رو قبول نکردن ولی حالا که دیگه تموم شده یادشون افتاده بهم انتقالی بدن ! ( قسمت بوده! خدایا شکرت )
بنزین سهمیه بندی شد ...
چند روزه بنزین سهمیه بندی شده و حسابی دمار از روزگار مردم در اورده ! باور کن باید به حال این مردم گریه کرد! من با سهمیه بندی مخالف نیستم ولی این سهمیه بندی خیلی مشکل داره و کاملا بدون برنامه و بدون کارشناسی هستش! من به عنوان یه فرد عادی توی این مملکت نظرم در مورد سهمیه بندی بنزین اینه :
تهران مردم مترو دارن ٬ خط واحد به تعداد کافی برای تمام مسیرهای شهر دارن ٬ با مترو از شرق تا غرب تهران رو توی ۴۵ دقیقه میتونی بری و با خط واحد به هر کجای تهران که بخوای میتونی بری و از نظر اینکه ماشینتو بخوابونی تو خونه و با وسایل عمومی بیرون بری و به کارهات برسی شدنیه . ولی در شهرستانها که مترو وجود نداره و دو - سه اتوبوس برای دو سه خیابون اصلی بیشتر نداره و اگه قسمتهای دیگه شهر بخوای بری باید ماشین کرایه کنی !
این رو هم بگم مردم تو این سهمیه بندی بیشترین ضربه ای که میخورن از تاکسیها و آژانسهای مسافری هستش زیرا بدون دلیل کرایه ها رو دو یا سه برابر کردن و بهانشون هم اینه که سهمیه روزی ۱۵ لیتر کمه! ولی اینو میتونم به صراحت بگم که این سهمه براشون کافیه (اگه درست مصرف کنن و بیخودی ماشینو روشن نذارن و مصرف موتور ماشینشونو پایین بیارن هیچ گونه مشکلی ندارن) ولی از اونجا که ما ایرانی ها طمعمون بالا هستش و همیشه به دنبال یه موقعیت میگردیم که دیگران رو تیغ بزنیم ٬ متاسفانه این شده وضع کرایه ها ! ولی خدایش خیلی دوست دارم که یه راننده آژانس یا تاکسی توی این چند روز به پستم بخوره که بخواد از سهمیه بندی سوء استفاده کنه و کرایه بیشتر ازم بگیره ! اون موقع من میدونم و اون ! تا خود فرمانداری میکشونمش تا عبرت دیگران بشه!
تو این سهمیه بندی کسی که باید بناله یکی ماشینهای شخصی هستن (که سهمیشون ۳.۵ لیتر در روز هستش) و دیگری تاکسی های بین شهری ٬ که دولت با اون همه کارشناس هنوز نفهمیده که باید یه فرق بین تاکسیهای بین شهری که فاصله خط هاشون فرق میکنه باشه! اینها آومدن به تاکسی که در یک سرویس رفت و برگشت ۶۰۰ کیلومتر میره و کسی که در یک سرویس رفت و برگشت ۲۵۰ کیلومتر میره ٬ برا هردوشون سهمیه روز ۲۶ لیتر زدن ! آخه این سهمیه بندی کجاش کارشناسی شده هستش ؟!
سخنی با تمام اشخاصی که این طرح رو دادن مجلس و تمام کسانی که این طرح رو تایید کردن و تمام کسانی که دارن اجراش میکنن :
شما ها توی تهران زندگی می کنید و هر کدوم دارای دو یا سه شغل دولتی هستین و از اونجا که کارهای دولتی تون از صبح تا شب هستش و از این راه درامد کسب می کنید و از اونجایی که از ماشینهای دولتی در تمام طول روز استفاده می کنید و حتی خودتان برای یک بار هم که شده نه به پمپ بنزین رفته اید و نه به مغازه بقالی که بدونین چه خبره و هرچی می دونید اونهایی هستن که از تلویزیون پخش شدن! و در این مواقع هم هیچ لزومی نداره که از ماشین شخصی استفاده کنید چون ماشین دولتی در خدمتتونه! ولی شخص دیگری در شهرستان به دلیل نبودن سرویس و نبودن تاکسی در آن مسیرها باید با ماشین شخصی به سر کار بره و بغییر از این رفت و برگشت به اداره باید برای خرید هم بیرون بره و معمولا چند کار واجب هم پیش میاد که باید انجام بده و حالا میخوام بپرسم این شخص با ۳.۵ لیتر در روز باید چیکار کنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ (تا دلت بخواد میتونی از این سهمیه بندی بدون کارشناسی اشکال بگیری٬ ولی کوو گوش شنوا و چشم بینا !!! )
مهستی (خدا رحمتش کنه)...
مهستی هم که چند روز پیش به دلیل بیماری درگذشت! خیلی ترانه های هایده و مهستی رو دوست دارم چون هرچی که گوش کنی سیر نمیشی ولی خواننده های امروزی هرچی میخونن یه بار مصرف هم نیستن (بار اول بزور میشه تحملشون کنی چه برسه بخوای برای بار دوم ترانه هاشون رو گوش کنی! ) . خدا رحمتشون کنه .
کشف یک غار عجیب! ...
هفته پیش در کوههای مسجد سلیمان ٬ توی گرمای ۴۵ درجه غاری رو پیدا کردیم که خدایش خیلی برا من یکی تعجب آور بود چون توی عمرم چنین چیزی نشنیده و ندیده بودم ! ساعت حدود ۲-۳ ظهر بود یکی دو هفته پیش ٬ هوا خیلی گرم بود ٬ داشتیم درس میخوندیم که برق ها رفت ٬ دیدیم توی این گرما نمشه درس خوند تصمیم گرفتیم بریم کوهنوردی (حالا یکی نبود به ما بگه توی این گرما این چه کوهنوردیه! ). با ماشین رفتیم یک ساعت تو راه بودیم تا به بالای کوه رسیدیم (با ماشین از جاده عشایر رفتیم بالای کوه) پیاده شدیم و شروع کردیم به پیاده روی ٬ بعد از نیم ساعت به یه غار کوچیک رسیدیم گفتیم بریم توی سایه غار بشینیم ٬ وقتی رسیدیم به دو سه متری غار٬ یه باد سردي خورد به صورتم وقتی جلو رفتم و رسیدم دم در غار باورتون نمیشه مثل یه کولر گازی ۲۴ هزار داشت باد سرد میداد بیرون به اندازه ای سرد بود که نمیشد ۵ دقیقه جلوی غار ایستاد. چندتا عکس ازش گرفتم اگه شد حتما نشونتون میدم .
تریاک٬ کراک٬ حشیش٬ هروئين (بلای جان آدم یا آتیش زندگی) ...
تریاک ٬ چیزیش که آدمها رو بدبخت میکنه اعتیادی هست که داره و فرد رو مجبور میکنه برای مصرف روزانه دو یا سه بار دست به هر کاری بزنه و اگر این مواد یک روز بهش نرسه مثل اینه که آسمون رو سرش بیاد پایین و شروع به بدخو لقی و عصبانیت میکنه و نمیتونه خودشو کنترول کنه و باید هرچی پول داره بده برای این زهرماری ٬ حدود ۱۸ سال طول میکشه که یک معتاد در حال ترک٬ تریاک رو فراموش کنه !
کراک ٬ بدترین و خطرناکترین ماده مخدری هستش که تا العان به وجود اومده ٬ فرد بعد از چند ماه استعمال این ماده مخدر ممکنه که مرگ بیاد سر وقتش و ممکن اقبالش برای زندگی به یه سال برسه ولی به هرحال خیلی زود مرگ به سراغش میاد و چیزی که باعث تنفر از این ماده مخدر شده اینه که فرد وقتی مُرد هیچ مرده شوری حاضر به غسل کردن این شخص نیست زیرا بعد از مرگ وقتی به جنازش دست بکشی پوست و گوشتش از بدنش جدا میشه و .... اینه عاقبت یه کراکی !
حشیش ٬ یکی از کثیف ترین ماده مخدره که تا حالا بوجود اومده ! که معمولا به حشیش میگن سیگاری چون باید با سیگار بکشن ٬ ببخشید که این حرف رو میزنم " این ماده مخدر برای ساختن و به وجود اوردنش اونو توی چاهای فاضلاب خانه ها جاسازی میکنن " به همین دلیل هستش که میگن حسابی کثیفه !
هروئین ٬ با سرُنگ توی رگهای بدن تزریق میشه و بعد از مدت زمان کوتایی دیگه هیچ رگ سالمی در بدن شخص باقی نمیمونه تا جایی که شخص برای تزریق مجبور میشه اونو به رگ های گردنش بزنه و بعد از حدود چند ماه دیگه هیچ امیدی به برگشت شخص به زندگی نیست!
امیدوارم هیچ کسی به این مواد آلوده نشه ! به عنوان برادر کوچکتر شما یه خواهش از همه دارم ٬ اونم اینه: از سیگار دوری کنید چون سیگار هستش که باعث اعتیاد میشه ! لطفا این حرف رو نزنید که من به خودم اعتماد دارم و هرگز به اعتیاد دچار نمیشم !!! یه روز ممکنه همین اعتماد بیش از حد به خود باعث بشه یهو بفهمی افتادی تو باتلاق اعتیاد ٬ مواظب دوستاتون باشین ! من پسر ۱۶ ساله ای رو دیدم که به تریاک و حشیش معتاد شده بود ! بخاطر همینه که اینها رو نوشتم ٬ تو رو خدا مواظب خودتون و خانواده هاتون باشین .
عشق و علاقه ...
خيلي بهش فکر ميکنم. اگه بخوام تمام حرفهاي دلم رو بزنم ٬ يه دامين ۱۰۰ گيگابايتي هم کمه چه برسه به يه وبلاگ ! پس بهتره ....
در ادامه مطلب مطالب کاملتري در مورد انواع مواد مخدر هست! بد نيست يه نگاهي بهش کنيد.
ادامه مطلب...