باور کنید دیروز مرگ رو به چشم دیدم و امیدی به زنده موندن نمی دیدم جریان از این قرار بود که :
دیروز پنج شنبه ساعت ۶ صبح رفتیم کوهنوردی ساعت ۳۰/۶ کهنوردیمون رو شروع کردیم
. یک ساعت طول کشید تا به چشمه رسیدیم ٬ روز قبل با بچه ها قرار گذاشته بودیم که صبح بیایم تا چشمه و بعد برگردیم پایین که تا ساعت ۱۱ صبح خونه باشیم ولی وقتی رسیدیم به چشمه زد به سرمون که بریم تا بالای کوه (ما چهار نفر بودیم من و سه تا از دوستانم به نام مهدی ٬ سلمان ٬ عبداله) و وقتی یکی از بچه ها این حرف رو زد همه یه جورایی دوست داشتیم بریم تا بالای کوه ببینیم اون بالا که میگن مثل سطح زمین صاف هست رو ببینیم . خلاصه دیگه پیش چشمه نموندیم و راهمونو ادامه دادیم برای رفتن به بالای کوه ٬ کوهی که به قول مردم اونجا میگن ارتفاش به ۱۳۰۰ تا ۱۶۰۰ متر میرسه ٬ حدود ساعت ۹ رسیدیم بالای کوه .![]()
........
دیشب با خودم میگفتم که دیگه پامو کوه نمی زارم
ولی از امروز صبح خیلی هوس کردم بازم برم بالای کوه ![]()
عکسهای ماهواره ای مسیری که رفتیم کوهنوردی رو از طریق گوگل تونستم گیر بیارم که اونا رو زدم تو ادامه مطلب ٬ میتونید اونجا عکسها رو ببینید و ادامه ماجرا ....
به اکران فیلم "300 " اعتراض می کنیم ....
ادامه مطلب...
