تبليغاتX
تمدن پارسی

تمدن پارسی

تقدیم به او که دوستش دارم

 

شكسپير : اگر كسي را دوست داري رهايش كن، سوي تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول براي تو نبوده ...

دانشجوي زيست شناسي : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... او تكامل خواهد يافت..

دانشجوي آمار : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر دوستت داشته باشد ، احتمال برگشتنش زياد است و اگر نه احتمال ايجاد يك رابطه مجدد غير ممكن است ..

دانشجوي فيزيك : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه يا اصطكاك بيشتر از انرژي بوده و يا زاويه برخورد ميان دو شيء با زاويه صحيح هماهنگ نبوده است ..

دانشجوي حسابداري : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، رسيد انبار صادر كن و اگر نه ، برايش اعلاميه بدهكار بفرست..

دانشجوي رياضي : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، طبق قانون 2=1+1 عمل كرده و اگر نه در عدد صفر ضربش كن ..

دانشجوي كامپيوتر : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، از دستور كپي - پيست استفاده كن و اگر نه بهتر است كه ديليت اش كني ..

دانشجوي خوشبين : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن... نگران نباش بر مي گردد..

دانشجوي عجول : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر در مدت زماني معين بر نگشت فراموشش كن .

دانشجوي شكاك: اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، از او بپرس " چرا " ؟

دانشجوي صبور : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برنگشت ، منتظرش بمان تا برگردد ..

سه شنبه 17 بهمن1385 ساعت  23:41   رضا   

 
برای روزایی که دمغی
روزای دمغی برای همه هست
روزای مزخرفی که می بینی حال چرندی داری
عنقی،تنهایی،و اصلا جون نداری
روزایی که میبینی پخی نیستی و به هیچ دردی نمی خوری
دستت از همه چی کوتاس
نمی تونی ابراز وجود کنی
اصلا محال بتونی دست به کاری بزنی
دلسرد می شی و می افتی به دلشوره
انقدر که می بینی از زور سرسام داری ناخوناتو میجویی
و کارت به جایی میرسه که جنون خوردن میگیری و تا چشم به هم زدن کیک سه لای شکالاتی رو فرستادی تو خندق بلا!
روزایی که دمغی انگار تو دریای غم و غصه دست و پا می زنی
تا چیزی می شه می خوای بزنی زیر گریه خودتم اصلا نمی دونی
چرا
آخرش کار به جایی می رسه که می بینی تو زندگی ویلون و سرگردونی
انگار می خوای هوار بزنی((میشه یکی لطف کنه و یه گلوله حرومم کنه؟!))

 

دوشنبه 9 بهمن1385 ساعت  1:15   رضا