تبليغاتX
تمدن پارسی

تمدن پارسی

تقدیم به او که دوستش دارم

 

چند تا جمله مسخره و خنده داري که روي بعضي محصولات آمريکايي ديده شده:

روي جعبه سشوار: از استفاده در هنگام خواب جدا خودداري کنيد!
روي جعبه چيپس: شانس خود را براي برنده شدن بيازماييد. احتياجي به خريد نيست، جزئيات در داخل جعبه مي‌باشد!
روي جعبه يکي از غذاهاي منجمد: پيشنهاد ميشود در حالت غير منجمد مصرف نماييد!
روي جعبه پيتزا: لطفا جعبه را سروته نکنيد!
روي قوطي سوپ آماده: تذکر: محتويات بعد از حرارت ديدن، گرم خواهد بود!
روي جعبه اتو برقي: لباسها را قبل از اتو کردن از تن در آوريد!
روي جعبه قرص سرماخوردگي کودکان: براي اطفال زير 12 سال؛ بعد از استفاده از قرص، از رانندگي پرهيز کنيد!
روي جعبه قرص خواب: استفاده از اين قرص با حالت خواب آلودگي توام خواهد بود!
روي جعبه چراغهاي کريسمس: فقط در داخل يا خارج خانه استفاده شود!
روي جعبه چرخ گوشت: از استفاده در موارد ديگر خودداري کنيد!
روي بسته آجيل: قبل از استفاده بسته را باز کنيد!
روي بسته بندي لباس سوپرمن براي بچه‌ها: هشدار، اين لباس توانايي پرواز ندارد!
روي جعبه دستگاه چمن زني: وقتي دستگاه روشن است، تيغه‌ي چمن زني حرکت ميکند!
ته قوطي نوشابه: لطفا از طرف ديگر قوطي، آن را باز کنيد!
روي قوطي اسپري رنگ: از اسپري کردن به روي صورت خودداري کنيد!
روي قوطي فندک: محتوي مواد محترقه!
دوخته شده به گوشه پتو: لطفا در هنگام گردباد، از اين پتو به عنوان پناهگاه استفاده نکنيد.

 

چت

 پسر : سلام،خوبی؟ مزاحم نيستم؟
دختر: سلام، خواهش می کنم
asl plz
؟
پسر : تهران/وحيد/
۲۶ و شما؟
دختر‌: تهران/ نازنين/
۲۲

پسر: اِ اِ اِ ، چه اسم قشنگی! اسم مادر بزرگ منم نازنينه.
دختر: مرسی! شما مجردين؟
پسر: بله. شما چی؟ ازدواج کردين؟
دختر: نه، منم مجردم. راستی تحصيلاتتون چيه؟
پسر: من فوق ليسانس مديريت از دانشگاه
MIT آمريکا دارم. شما چی؟
دختر : من فارغ التحصيل رشته‌ي گرافيک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.
پسر:
wow چه عالی! واقعا از آشناييتون خوشحالم.
دختر : مرسی. منم همين طور. راستی شما کجای تهران هستين؟
پسر: من بچه‌ي تجريشم. شما چی؟
دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجريش می شينين؟
پسر: خيابون دربند. شما چی؟
دختر : خيابون دربند!؟ کجای خيابون دربند؟
پسر : خيابون دربند، خيابون...... کوچه...... پلاک......، شما چی؟
دختر: اسم فاميلی شما چيه؟
پسر: من؟ حسينی! چطور!؟
دختر: چی؟ وحيد تويی؟ خجالت نمی کشی چت می کنی؟ تو که گفتی امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب مونده‌ي خونه رو بدی! مکانيکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟
پسر : اِ، عمه ملوک شمائين؟ چرا از اول نگفتين؟ راستش! راستش!
دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با فريده....، آخه می دونين...........
دختر : راستش چی؟ حالا آدرس خونه‌ي منو به آدمای توی چت ميدی؟ می دونم به فريده چی بگم!
پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فريده چيزی نگين! اگه بفهمه پوستمو میکّنه! عوضش منم به عمو فريبرز چيزی نمی گم!
دختر:‌ او و و و م خب! باشه چيزی بهش نميگم. ديگه اسم فريبرزو نياريا!
راستی من بايد برم عمو فريبرزت اومد. بای
پسر: باشه عمه ملوک! بای......

 

 

چهارشنبه 29 شهریور1385 ساعت  22:40   رضا   

 

احسان جان

بي تو نه امور جهان لنگ ميشه نه بين زمين و آسمون جنگ ميشه ، نه كوه آب ميشه نه آب سنگ

ميشه ، فقط دل من واسه تو تنگ ميشه

 

 

هميشه هر جاکه باشي يه قلبي هست که هميشه براي تو مي تپه.اونم قلب خودته!!!!پس اميدوار باش

 

 

خیلی پیشم عزیزی

 

 

از نظر من زندگي تفسير اين دو حرف است : يا مرگ آرزوها يا آرزوي مرگ

 

از شمع ۳ چیز آموختم: ایستاده بمیرم بی صدا بمیرم به پای دوست بمیرم

 


تو بهتريني

چاکرتم، خداييش خيلي با مرامي، خيلي ازت خوشم مياد، با مرام ترين کسي هستي ، که تو اد ليستاي من

هست، هر موقع ميام آن لايني هر موقع سلام  ميدم جوابم رو ميدي، کلاس نمي زاري 

بگي سرم شلوغه، خلاصه اينکه خيلي دوست دارم

(Yahoo Helper)!!!!

 

اي كساني كه مامور دفن من هستيد؛ دستهايم را بيرون از تابوت بگذاريد تا همه بفهمند منتظر كسي بودم ولي به او نرسيدم. كفني سياه تنم بپوشانيد تا همه بدانند سياه بخت تر از همه من بودم . چشمهايم را باز بگذاريد تا همه بدانند چشم به راه كسي بودم ولي به او نرسيدم . و در آخر دو قطعه يخ به شكل صليب بالاي سر من بگذاريد تا با اولين طلوع آفتاب به جاي او برايم اشك بريزند.

 

اگه یه روز رفتی و دیگه برنگشتی به تو قول نمیدم که منتظرت بمونم.اما ازت می خوام وقتی برگشتی یک شاخه گل روی قبرم بذاری..(میمیرم برات)

 

دوستت دارم

پنجشنبه 16 شهریور1385 ساعت  17:48   رضا   

 

دیباچه سعدی 2006!

 

سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ، که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد در به دري ، هر ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت زر است و چون به پايان رسد مايه ضرر ، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب .....

                      

                                از جيب و جان که بر آيد ...... کز عهده خرجش به درآید؟

 

 

 

                                           توپ قلقلی

 

یه توپ دارم قلقلیه

سوراخ سوراخ و گِلیه

می زنم زمین می ره تو زیرزمین

نمی دونی تا کجا می ره

من این توپو نداشتم

از آشغالی برداشتم!

بابا به من کتک زد

یه مشت و یک لگد زد!

 

 

 

متأهل ها را هم بی نصیب نگذاریم!

 

همیشه عکسی از همسرتان را همراه داشته باشید که در برخورد با مشکلات به آن عکس نگاه کنید و بدانید که مشکلات بزرگتری هم وجود دارد!

 

 

 

دانشجوها!

 

از صفر من تا بيست تو راهي بجز تقدير نيست دلخوش به استادم مکن حذف اضطراري دير نيست!

 

 

 

 

آژانس و تاکسی تلفنی "نکبت"

 

(با مجوز رسمی از مؤسسه نکبت)

 

با کادری شوت و خودروهای از رده خارج آماده ی راه رفتن روی اعصاب شما مشتریان عزیز است!!!

 

با مدیریت نکبت زاده            ***            هم الکلی و هم معتاده

رانندگان : هوشنگ و مهرتاش***           برادران اراذل و اوباش!

 

Rتخفیف ویژه و تسهیلات *** برای معتادین و الوات!

 

تلفن (') : سیصدو سی و چار *** کوفت و زهرمار!

 

 

یکشنبه 12 شهریور1385 ساعت  1:9   رضا   

 

همه این آرم را می شناسیم. آرم شرکت نوشابه ی کوکاکولا هستش

 

پپسی.

 

و حالا اگه برعکس بشه چی میشه؟؟؟... کمی دقت کنی نوشته لا محمد لا مکه

 

پپسی

 

اگه فکر مي کنيد اتفاقيه به اين نکته توجه کنيد که چرا سومين C ( در کلمه Cola ) اين قدر کشيده شده و پيچ خورده تا حرف ‌‌{ ک } درست در بيايد   

 

آره داداش اینا این کاره هستن

بیخود اسمشو این که نذاشتن کوکاکولا قصه داره داداش

 

حالا یه چیز جالب تر از اون اینه که pepsi مخفف چه جمله ای میباشد

 

 

اگه ما هر حرف را جدا جدا بخونیم میشه این

pay each penny save israel

 

یعنی: هر پنی[کوچکترین واحد پول در آمریکا و انگلیس] را بپردازید تا برای اسرائیل ذخیره شود!!!

 

بله هر ریال از پول من و شما برای اسرائیل ذخیره می شود

سه شنبه 7 شهریور1385 ساعت  18:10   رضا 

 

بهای پرداخت شده صورتحساب

در شهر کوچکی , پسرک فقیری زندگی می کرد که برای گذراندن زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می کرد و از این خانه به آن خانه می رفت تا بتواند پولی بدست آورد . یک روز در حالی که شدیداً احساس گرسنگی می کرد متوجه شد که تنها یک سکه 10 سنتی برایش باقیمانده , بنابراین تصمیم گرفت تا از یکی از خانه ها مقداری غذا تفاضا کند .بطور اتفاقی در خانه ای را زد . دختر جوان و زیبایی در را باز کرد . پسرک با دیدن چهره دختر دستپاچه شد و بجای غذا , فقط یک لیوان آب در خواست کرد . دختر که متوجه گرسنگی شدید پسرک شده بود بجای آب برایش یک لیوان بزرگ شیر آورد . پسرک با تمانینه و آهستگی شیر را سر کشید و گفت : چقدر باید بپردازم؟ دختر پاسخ داد : هیچ چی , مادرم به ما یاد داده در ازای محبتی که می کنیم چیزی نگیریم . پسرک از صمیم قلب تشکر کرد و به راهش ادامه داد . سالها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد . پزشکان محلی از درمان بیماری او ناتوان مانده بودند بنابراین او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز , درمان شود . بیمارستان از دکتر "هوارد کلی " برای برسی وضعیت بیمار و مشاوره دعوت کرد . دکتر هنگامیکه متوجه شد بیمارش از چه شهری آمده برق عجیبی در چشمانش درخشید و بلافاصله به بیمارستان رفت و بسرعت بطرف اطاق بیمار حرکت کرد .

در اولین نگاه او را شناخت و چند دقیقه ای مبهوت ماند . سپس به اطاق مشاوره بازگشت تا هر چه زودتر برای نجات جان بیمارش اقدام کند . از آن روز به بعد زن را کاملاً تحت مراقبت پزشکی خاص خود قرار داد و سرانجام پس از یک تلاش طولانی توانست بر بیماری او پیروز شود . در آخرین روز بستری زن در بیمارستان , به درخواست دکتر , برگه هزینه درمان زن , جهت تائید نزد او برده شد . دکتر گوشه صورتحساب چیزی نوشت و آن را مجدداً درون پاکت گذاشت و برای زن فرستاد . زن از بازکردن پاکت و دیدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت و مطمئن بود که باید تمام عمر را بدهکار باشد . سر انجام تصمیم گرفت و در پاکت را باز کرد . چند کلمه ای روی قبض نوشته شده بود توجه اش را جلب کرد . آهسته آن را خواند : " بهای این صورتحساب قبلاً با یک لیوان شیر پرداخت شده است " .

  

راهب و روسپی

راهبی در نزدیکی معبد زندگی می کرد . در خانه روبرویش , یک روسپی اقامت داشت .             راهب که می دید مردان زیادی به آن خانه رفت و آمد دارند . تصمیم گرفت با او صحبت کند .

زن را سرزنش کرد : " تو بسیار گناهکاری . روز وشب به خدا بی احترامی می کنی . چرا دست از این کار نمی کشی ؟ چرا کمی به زندگی بعد از مرگت فکر نمی کنی . "

زن به شدت از گفته های راهب شرمنده شد و از صمیم قلب به درگاه خدا دعا کرد و بخشش خواست . همچنین از خدای قادر متعال خواست که راه تازه ای برای امرار معاش به او نشان بدهد .

اما راه دیگری برای امرار معاش پیدا نکرد . بعد از یک هفته گرسنگی , دوباره به روسپی گری پرداخت .اما هر بار که بدن خود را به بیگانه ای تسلیم می کرد از درگاه خدا آمرزش می خواست .

راهب که از بی تفاوتی زن نسبت به اندرز او خشمگین شده بود فکر کرد : " از حالا تا روز مرگ این گناهکار , می شمرم که چند مرد وارد آن خانه شده اند . "

و از آن روز کار دیگری نکرد جز این که زندگی آن روسپی را زیر نظر بگیرد . هر مردی که وارد خانه می شد , راهب ریگی بر ریگ های دیگر می گذاشت .

مدتی گذشت . راهب دوباره روسپی را صدا زد و گفت : " این کوه سنگ را می بینی ؟ هر کدام از این سنگها نماینده یکی از گناهان کبیره ای است که انجام داده ای , آن هم بعد از هشدار من . دوباره می گویم : مراقب اعمالت باش ! "

زن به لرزه افتاد , فهمید گناهانش چقدر انباشته شده است . به خانه برگشت , اشک پشیمانی ریخت و دعا کرد : " پروردگارا, کی رحمت تو مرا از این زندگی مشقت بار آزاد می کند ؟ "

خداوند دعایش را پذیرفت . همان روز , فرشته ی مرگ ظاهر شد و جان او را گرفت . فرشته به دستور خدا , از خیابان عبور کرد و جان راهب را هم گرفت و با خود برد .

روح روسپی , بی درنگ به بهشت رفت . اما شیاطین , روح راهب را به دوزخ بردند . در راه , راهب دید که بر روسپی چه گذشته و شِکوه کرد : "خدایا , این عدالت توست ؟ من که تمام زندگی ام را در فقر و اخلاص گذرانده ام , به دوزخ می روم و آن روسپی که فقط گناه کرده , به بهشت می رود !"

یکی از فرشته ها پاسخ داد :

" تصمیمات خداوند همواره عادلانه است . تو فکر می کردی که عشق خدا فقط یعنی فضولی در رفتار دیگران . هنگامی که تو قلبت را سرشار از گناه فضولی می کردی , این زن روز وشب دعا می کرد . روح او , پس از گریستن , چنان سبک می شد که توانستیم او را تا بهشت بالا ببریم . اما آن ریگ ها چنان روح تو را سنگین کرده بودند که نتوانستیم تو را بالا ببریم ."

از کتاب :" پدران . فرزندان . نوه ها " اثر پائولو کوئلیو


 

یکشنبه 5 شهریور1385 ساعت  11:32   رضا   

 

طالع بینی: ازاول تا پانزدهم شهریور بر شما چه خواهد گذشت؟ 

             متولد چه ماهی هستید؟

            فروردين‌
            از نشيب و فراز زندگي هراسان و از مشكلات سرراه روي‌گردان نشويد. افكار
            خود را بي‌‌استفاده رها نكنيد. برخيزيد و به سراغ افكارتان برويد چرا
            كه انديشه، ذهن را جلا مي‌‌دهد. دليل برخي اشتباهات آن است كه ابتدا
            كاري را انجام مي‌‌دهيم و سپس در مورد آن فكر مي‌‌كنيم. يادتان باشد
            رعايت ترتيب كارها اساس همه چيز است. زماني بايد عمل كرد، زماني بايد
            منتظر ماند، زماني بايد برنامه‌ريزي كرد و زماني هم بايد دست به كار
            شد. انسان بالغ و عاقل ارزش عمل و عكس‌العمل را مي‌‌داند. يادتان باشد
            در زندگي برخي از بهترين چيزها را نمي‌‌توان با عجله به دست آورد. پيش
            از رسيدن ميوه، آن را نچينيد، بگذاريد تا موقع آن فرا برسد. ماه پنجم
            هم به پايان رسيد، به فكر ماه‌هاي ديگر زندگي خود باشيد. عمر مثل باد
            مي‌‌گذرد...


            ارديبهشت‌
            روزتان را با روي خوش آغاز كنيد. در اين صورت پي مي‌‌بريد كه اين روي
            خوش چه روز شادي‌بخشي را به وجود مي‌‌آورد. انتخاب با شماست، فايده آن
            هم به خودتان برمي‌گردد. وقتي چهره شما متبسم است روحتان اوج مي‌‌يابد،
            چشمانتان مي‌‌درخشد و اعتماد به نفس شما چند برابر مي‌‌شود. مشكلات‌تان
            را پشت در خانه رها كنيد. چه چيزي خوشايند‌تر از خانه شماست؟ آن را به
            پايگاه دوستي، شادي و عشق تبديل كنيد. به خودتان تكيه كنيد. وقتي روي
            توانايي‌هايتان تمركز كنيد به مهارتهاي خود پي مي‌‌بريد. دست به كار
            شويد كه هيچ چيز رضايت‌بخش‌تر از گذران درست زمان نيست. اجازه دهيد
            عشقتان با حضور و روشنايي خود، محيط اطرافتان را گرم كند. برروي آنهايي
            كه به شما علاقه دارند، عيب نگذاريد، چون ممكن است شما هم عيب داشته
            باشيد.

            خرداد
            ديدگاهتان را گسترش دهيد، ديدتان را شفاف كنيد، هرجا خواسته‌اي باشد
            راهي هم هست. يادتان باشد آنچه شما را از پا در نمي‌‌آورد و شما را
            قوي‌‌تر مي‌‌كند اميد است. اميد شرط اول زندگيست. از دانه اميد گل
            موفقيت به ثمر مي‌‌رسد. اگر نور اميد را در قلب خود روشن نگه داريد
            هيچ‌وقت از شكست نمي‌‌هراسيد. هر چيزي كه با ارزش است، ارزش انتظار را
            هم دارد. هميشه به هدفتان بنگريد و فراموش نكنيد كه تمرين، رسيدن به آن
            را آسان مي‌‌كند. اگر مشكلي داريد فراموش نكنيد كه قدرت تفكر هم داريد.
            جمع اين دو، راه‌حل را به شما نزديك‌تر مي‌‌كند. قدرت فكر عالي‌ترين
            نيروي شماست.. فقط بايد اميد داشت كه روزهاي بهتري از راه برسد و اوضاع
            بر وفق مراد شود. براي انتخابتان، به باطن افراد توجه كنيد، نه
            ظاهرشان...

            تير 
            با خود دوست باشيم. كاري كه بايد انجام دهيم اين است‌ كه خود را خوب
            بشناسيم و فراموش نكنيم كه انسان اگر اراده كند مي‌‌تواند در همه امور
            نقش داشته باشد. همچنين به خاطر داشته باشيد كه مدارا كردن از درون خود
            آدمي آغاز مي‌‌شود زيرا براي دوست داشتن ديگران ابتدا بايد خود را دوست
            داشته باشيد. پوسته را بشكنيد و بيرون بياييد. توان خود را جمع كنيد و
            براي پيشرفت تلاش كنيد. پيشرفت هرگز بدون زحمت و رنج ميسر نمي‌‌شود.
            موفقيت روي ستون شكست شكل مي‌‌گيرد. در ميان سرعت و تلاطم زندگي،
            لحظه‌اي را به يافتن آرامش دروني اختصاص دهيد. اگر گرهي در كارتان
            ايجاد شود، ترس آن را باز نخواهد كرد، به كمك صبر آن را بگشاييد. در
            نهايت پيروزي با شماست، به اين شرط كه مراقب رفتار و كردارتان باشيد...
           

            مرداد
            بياييم در پيچ و خم‌هاي بازي سرنوشت و شكست‌هاي سخت زندگي به اميد روزي
            كه پيروزي را در آغوش خواهيم كشيد در جاده زندگي پيش برانيم و از آنچه
            امروز دلمان را به درد واداشته است نهراسيم. آري روزگاري روشن و خوب در
            راه است، فرداهايي گرم و اميد‌بخش. تلاش كنيد و به زندگي معنا و مفهوم
            ببخشيد. هر آنچه هستيد باشيد و بدانيد كميت، نشانگر پيروزي و يا ناكامي
            نيست. هيچ‌گاه به مردم به ديد حقارت ننگريد. چه بسا كليد مشكلات و
            پيروزي‌ها و گره‌هاي زندگي شما به دست كسي است كه او را به بهايي
            نمي‌‌خريد و به حقارت به او مي‌‌نگريد. هميشه خدا را در نظر داشته
            باشيد و او را بجوييد. آري اين است وظيفه انسان. او مدتهاست كه به ياد
            شماست، اين شما هستيد كه او را فراموش كرده‌ايد.

            شهريور
            تسليم و رضا در برابر خواست خداوند، رمز خوشبختي است. چرا سعادت را در
            خارج مي‌‌جوييد؟ سعادت درون خود شماست. اگر امروز به كسي صميمانه مهر
            ورزيده باشيد، امروز غني‌تر از ديروزيد. بزرگ‌ترين اشتباه، ناديده
            گرفتن ديگران است. بدانيد اعمال‌تان به همان اندازه كه بر ديگران اثر
            مي‌‌گذارد شما را نيز تحت تاثير قرار مي‌‌دهد. اگر از بخشيدن، عشق
            ورزيدن يا احترام گذاشتن به ديگران خودداري كنيد خلائي در قلبتان به
            وجود مي‌‌آيد. غرور و حسادت را كنار بگذاريد. حسادت صفر بزرگي است كه
            نه تنها چيزي بر آنچه هم‌اكنون داريد نمي‌‌افزايد بلكه از آن هم
            مي‌‌كاهد. سبزتر از آن هستيد كه گمان مي‌‌كنيد. ارتباط برقرار كنيد،
            دست بدهيد و زيبايي‌هاي درونتان را آشكار سازيد. تولدتان مبارك. در ضمن
            هديه خوبي از كسي كه دوستتان دارد خواهيد گرفت...

            مهر
            ذهن خود را با آرزوي ديدار خداوند پر كنيد. هميشه او را ستايش كنيد و
            از شكوه و جلال او لذت ببريد. انسان با سكوت و تفكر خواهد توانست صداي
            الهي را با گوش جان بشنود. تعصب و بدبيني بلاي جان آدميان است. كسي كه
            نسبت به نزديكان خود چنين نگرشي داشته باشد روزگار خود و اطرافيان خود
            را سياه كرده است. سعي كنيد خوش‌بين و با گذشت باشيد. آرام آرام
            احساسات بد را از خودتان دور كنيد. از روياها فاصله بگيريد و واقع‌نگر
            باشيد. بخش عمده‌اي از اين بحران‌ها زاييده تخيلات خام و نسنجيده
            خودتان است. به دنبال آرزوها و هوس‌هاي زودگذر نباشيد. آفرين به شما كه
            كمك به همسر را در اولويت‌هاي زندگي‌تان قرار داده‌ايد. كار بسيار
            زيباييست كه پاداشش را دريافت خواهيد كرد. شانس هميشه با شما يار نيست،
            به محض اين كه او در خانه‌تان را زد در را به رويش باز كنيد.

            آبان‌
            شما به اندازه كافي قوي، باهوش و شجاع هستيد. نيازي نيست سعي كنيد
            خودتان را بزرگ‌تر از آنچه هستيد نشان دهيد. اين امر باعث مي‌‌شود كه
            مجبور شويد يك انرژي اضافي براي اين بزرگنمايي صرف كنيد. با كسي مجادله
            مي‌‌كنيد كه مي‌‌تواند تاثير عميقي بر زندگي شما داشته باشد. يادتان
            باشد درخت دوستي همان درخت جاوداني و سعادت‌آفرين است. اما اين كه خود
            را وقف ديگران بكنيد نه تنها باعث نمي‌‌شود كه ديگران تا آخر عمر
            سپاسگزار شما باشند بلكه ممكن است به قيمت سرخوردگي و پشيماني شما تمام
            شود. پس بهتر است دست از روياها و افكار دور و دراز خود برداريد و با
            واقع‌گرايي و شجاعتي كه در ذات شماست بهترين تصميم را اتخاذ و با
            پشتكار فراوان آن را دنبال كنيد. يك پول قلمبه به دستتان مي‌‌رسد.
            فراموش نكنيد كه بيهوده آن را خرج نكنيد.

            آذر
            شهريور ماه براي شما همراه با كشف و شهود بزرگي است. همان‌قدر كه در
            اين ماه براي ديگران عجيب هستيد براي خودتان هم متفاوت به نظر خواهيد
            آمد. حتي گاهي اوقات احساس مي‌‌كنيد با خودتان غريبه هستيد. نگران
            نشويد و با آرامش كامل از شناسايي اين شخصيت جديد خود لذت ببريد. شخصيت
            شما آميزه‌اي از بهترين‌هاست. شما از نظر همه دوستان،‌ فوق‌العاده قابل
            احترام هستيد. اگر فقط كمي سطح توقع خود را پايين بياوريد به شما
            اطمينان مي‌‌دهم كه زيباترين زندگي را خواهيد داشت. روح همبستگي و وحدت
            را در خود بيدار كنيد. اول انديشه كنيد بعد سخن بگوييد. سالي پربار و
            باشكوه در انتظار شماست. او به فكر شما نيست، شما هم بيهوده وقت خود را
            صرف او كرده‌ايد.

            دي‌
            برخلاف بن‌بست‌هاي سال گذشته امسال تمامي راه‌ها به رويتان گشوده است.
            پس سعي كنيد روشن زندگي كنيد و روشني‌بخش راه و زندگي ديگران باشيد.
            عقب‌ماندگي‌ها را به كناري بگذاريد و به داشته‌هايتان ايمان آوريد.
            ذهنتان را خانه‌تكاني كنيد و خود را از قيودي كه دست و پايتان را
            مي‌‌بندند رها كنيد. جلوي آينه بايستيد و بگوييد مي‌‌خواهم عوض شوم.
            انتخاب راه و مسير صحيح شما را قادر مي‌‌سازد كه بر مشكلات احتمالي
            پيروز شويد. خودتان را دست‌كم نگيريد. شكست تنها زماني رخ مي‌‌دهد كه
            تلاشي در كار نباشد. اگر به عظمت وجودتان پي ببريد هيچ چيز نمي‌‌تواند
            شما را از پاي درآورد. مايوس نشويد. رمز موفقيت در نپذيرفتن شكست نهفته
            است. عشق به سراغتان خواهد آمد، آيا شما عاشق هستيد؟

            بهمن‌
            زندگي يك تداوم است. ترانه‌اي است كه هرگز پايان نمي‌‌يابد. پيش از
            قبول كردن هر پيشنهاد و يا نقطه‌نظري به خوبي آن را مطالعه و ارزيابي
            كنيد. سعي كنيد قاطعانه نظرات خود را اعلام كنيد. ثابت كنيد كه در
            تصميم‌گيري‌هايتان جدي هستيد تا ديگران بتوانند روي حرف و قول شما حساب
            كنند و براي حرف‌ها و قول‌هاي شما اهميت قائل شوند. زندگي مسابقه نيست،
            سفري است به سوي خوشبختي. با همياري در پي انتخاب بهترين‌ها باشيد و به
            خودتان بگوييد كه قادريد يك زندگي پرشكوه را بنا نهيد. لحظات از آن
            شماست. رنگ سبز، رنگ آرامش است آن را بيابيد. آرزو مي‌‌كنيم لحظات
            زندگي شما بيش از پيش با علاقه‌هايتان هم‌خواني داشته باشد. يادتان
            باشد كه محبت، ما را به يكديگر پيوند مي‌‌دهد. هيچ‌وقت ياد خداوند را
            فراموش نكنيد.

            اسفند
            زندگي سفر بي‌‌پايان آزمون و خطاست. همواره به هدفتان ادامه دهيد و
            بدانيد تفاوت برندگان و بازندگان در اين است كه برندگان به تلاش خود
            ادامه مي‌‌دهند و همواره به هدف مي‌‌نگرند. اگر به مشكلي برخورديد
            بينديشيد آيا راهي هست كه هنوز امتحان نكرده باشيد، آيا نكته‌اي را
            ناديده گرفته‌ايد؟ به ياد داشته باشيد هنگام رويارويي با مشكلات، قدرت
            فكر عالي‌ترين نيروي شماست. دوازده سال طول مي‌‌كشد تا درخت نارگيل به
            ثمر بنشيند، آيا مي‌‌توانيد مجبورش كنيد كه زودتر بار دهد؟ خير! عجله
            نكنيد. برخي اهداف از راه ميان‌بر به دست نمي‌‌آيند. در دنيايي كه
            شادي‌ها، موقتي؛ شب‌ها، زودگذر و هيجانات، كوتاه هستند بايد به خاطر
            داشته باشيد كه رسيدن به برخي از لذايذ ويژه زندگي، زمان مي‌‌طلبد. پس
            اگر ارزشمند است ارزش انتظار را هم دارد. اما انتظار بيش از اين هم
            سودي ندارد.

 

شنبه 4 شهریور1385 ساعت  9:13   رضا   

 

پرواز را به خاطر بسپار، ما داريم سقوط مي‌كنيم

            - به اطلاع هموطنان عزيز مي‌رساند از آنجا كه اكثر پروازها در كشور با
            خير و خوشي به سقوط منتهي مي‌شود، شركت ابن‌الوقت و شركا براي جلوگيري
            از خسارات احتمالي به شهروندان اقدام به وارد نمودن تعداد محدودي
            ضدهوايي و موشك‌هاي سام‌هفت نموده تا شهروندان محترم آن را در پشت‌بام
            خود نصب و به محض نزديك شدن هواپيما به اطراف محل مسكوني از سقوط آن به
            روي منزل خود جلوگيري نمايند. لطفاً جهت ثبت‌نام با شماره‌هاي ما تماس
            بگيريد.
            - «كافورگشت» به مناسبت سال نو برگزار مي‌كند: تور بزرگ سياحتي
            ايران‌گردي... با تورهاي ما براي هميشه جاودانه شويد. بليت رفت بدون
            برگشت با قيمت استثنائي... ترانسفر و اقامت در هتل ده ستاره بهشت زهرا
            بعد از پرواز... صبحانه، نهار، شام در جوار ملكوتي ملك‌الموت.
            - مسافرين محترم پرواز شماره 777 لطفاً با در دست داشتن كارت پرواز و
            وصيت‌نامه و پوشيدن كفن به سالن پرواز مراجعه فرمايند.
            - امروز در فرهنگستان زبان فارسي، بحث تندي در مورد جايگزيني واژه‌ي
            «سقوط‌گاه» به جاي «فرودگاه» اتفاق افتاد.
            - انا لله و انا اليه راجعون، خدايا با نام تو آغاز مي‌كنيم و با نام
            تو سفر آخرمان را به پايان مي‌بريم. مسافرين محترم پرواز 777 من خلبان
            يكم جان‌سيرنژاد از طرف خودم و شركت خدمات هوايي Iran End Air و خدمه
            هواپيما پرواز آخر خوشي را برايتان آرزومندم.
            دماي فعلي در خارج هواپيما 15 درجه هست و ما پيشاپيش كولرها را روشن
            كرده تا دما به چند درجه سانتيگراد زير صفر برسد و از فريز شدن خود قبل
            از مرگ لذت ببريد.
            این قسمت های جالبش بود. اصل مطلب رو در اینجا می تونید ببینید.

            يک طنزپرداز ايرلندي در يک برنامه تلويزيوني از روي يک متن قديمي
            خواند: وقتي سرما رود بزرگ را ببندد [اشاره به يخنبدان ولگا در مسکو] و
            خرس بزرگ از خواب بر نخيزد [ اشاره به اغماي شارون] و ماهي بزرگ راه
            خانه خود را گم کند [اشاره به حضور نهنگي براي اولين بار در رودخانه
            تيمس لندن] و مرغابي در قفس غارغار کند [اشاره به فريادهاي صدام در
            دادگاه بغداد] بايد در انتظار خبرهاي ناگوار بود.

 

به نام خداوند ويروس و گارد 

            كنـون رزم ويـروس و رستم شنو . . . دگـــرها شنيــدستي اين هـم شنـو
            كـه اسفنـديـارش يكـي ديسك داد . . . بگفتـا بــه رستم كــه اي نيكــــزاد
            در اين ديسك باشد يكي فايل ناب . . . كه بگــرفتم از سـايت افــــراسياب
            چنيــن گفت رستـم بـه اسفنـديـار . . . كه مـن گشنمـه نـون سنگك بيـــار
            جوابش چنين داد خنــدان طــرف . . . كه مـن نـون سنگك نـدارم بـه كف
            برو حال مي كن بدين ديسك هان ! . . . كه هـم نـون و هـم آب باشد درآن
            تهمتن روان شـد سـوي خانـه اش . . . شتابـان بــه ديـــدار رايــانــه اش
            چـو آمـد بـه نزديـك ميني تاورش . . . بــزد ضــربه بـر دگمــــة پاورش
            دگـر صبـر و آرام و طاقت نداشت . . . مران ديسك را در درايوش گذاشت
            نكـرد هيـچ صبر و نـداد هيـچ لفت . . . يكـي ليست از روت ديسكت گـرفت
            در آن ديسك ديدش يكي فايل بود . . . بــزد انتـــر آنجــا و اجــرا نمــود
            كز آن يك دمو شد پس از آن عيان . . . ابا فيلــم و مـوزيك و شرح و بيان
            به ناگـه چنان سيستمش كرد هنگ . . . كه رستم درآن مانده مبهوت و منگ
            چـو رستم دگـربـاره ريست نمود . . . همـي كرد هنگ و همان شد كه بود
            تهمتــــن كلافـــه شـــد و داد زد . . . ز بخـت بــد خويش فـــريــــاد زد
            چـو تهمينـه فـرياد رستـم شنــود . . . بيــامــد كــه ليسانس رايــانه بود
            بــدو گفت رستـم همــه مشكلـش . . . وز آن ديسك و بــرنامة خوشگلش
            چـو رستـم بـدو داد قيچي و ريش . . . يكـــي ديسك بوت ايبل آورد پيش
            يكـي تول كيت انـدر آن ديسك بود . . . بـــرآورد آنـــرا و اجـــرا نمـــود
            همي گشت تول كيت ، هارد اندرش . . . چـــو كـودك كـه گردد پي مادرش
            بـه نـاگـه يكـي رمـز ويروس يافت . . . پــي حـذف امضـاي ايشان شتافت
            چـو ويــروس را نيـك بشنـاختش . . . مــر از بــوت سكتور بــرانداختش
            يكـي ضـربـه زد بر سر تـول كيت . . . كـه هــر بايت آن گشت هشتاد بيت
            بـه خاك انـدر افـكند ويــروس را . . . تهمتـن بــه رايــانــه زد بــوس را

            به اين مي گن يه نظر ادبي !
            نويسنده: داداشي 

            بديدم كه پيشي زده در خط شعر
            ز رستم سروده به افسون و سحر
            ز ويروس و تول كيت و افراسياب
            عجب شعري گفتي بابا بي خيال

 

نوشابه گاز‌دار 

            همه ما شنيده‌ايم كه نوشابه‌های گازدار برای سلامتی مضر است، اما آيا
            می‌دانيد:

            ۱. در بسياری از ايالتهای آمريكا، مامورين پليس راه دو گالن كوكاكولا
            در صندوق‌عقب ماشينشان دارند تا در صورت تصادف رانندگی، خون را با كمك
            آن از جاده پاك كند.

            ۲. اگر تكه‌ای از گوشت گاو را در يك كاسه كوكاكولا قراردهيد، پس از دو
            روز ناپديد می‌شود.

            ۳. برای تميز كردن مستراح: يك قوطی كوكاكولا را داخل كاسه توالت بريزيد
            و يك ساعت صبر كنيد، سپس با آب پر فشار بشوييد. اسيد سيتريك موجود در
            كوكاكولا لكه‌ها را از سطوح چينی می‌زدايد.

            ۴. برای برطرف‌كردن لكه‌های زنگ از سپر آب‌كرم كاری شده اتومبيل: سپر
            را با يك تكه كاغذ (فويل) آلومينيوم مچاله‌شده آغشته به كوكاكولا
            بساييد.

            ۵. برای تميز كردن فساد قطبهای باتری اتومبيل: يك قوطی كوكاكولا را روی
            قطبها بريزيد تا با غليان كردن، آن را تميز كند.

            ۶. برای شل كردن پيچ و مهره‌های زنگ زده: تكه‌ای پارچه را كه در
            كوكاكولا خيس شده است برای چند دقيقه بر روی پيچ و مهره قرار دهيد.

            ۷. برای پختن گوشت ران آبدار: يك قوطی كوكاكولا را داخل ماهی‌تابه خالی
            كنيد، گوشت را لای كاغذ آلومينيوم بپيچيد; و داخل ماهی‌تابه بپزيد. سی
            دقيقه قبل از اتمام پخت، كاغذ آلومينيوم را باز كنيد، و آب گوشت را با
            كوكاكولای داخل ماهی‌تابه مخلوط كنيد تا سس قهوه‌ای رنگ عالی‌ای به دست
            آيد.

            ۸. برای پاك كردن چربی از لباسها: يك قوطی كوكاكولا را داخل
            ماشين‌لباسشويی پر از لباسهای چرب خالی كنيد، پودر لباسشويی اضافه كنيد
            و ماشين را روی دور عادی روشن كنيد. كوكاكولا به تميز شدن لكه‌های چربی
            كمك می‌كند.

            ۹. كوكاكولا همچنين بخار آب را از روی شيشه جلوی اتومبيل تميز می‌كند.
            (در مناطق سرد و مرطوب، مثل Midwest در شمال ايالات متحده آمريكا، گاهی
            اوقات شيشه جلوی اتومبيل از بيرون بخار می‌كند كه با برف‌پاك‌كن پاك
            نمی‌شود. -م)

            و جهت اطلاع شما:

            ۱. ماده موثر كوكاكولا اسيد فسفريك با pH برابر 2.8 است.

            اسيد فسفريك ناخن را در مدت حدود ۴ روز حل می‌كند. همچنين كلسيم را از
            استخوانها می‌زدايد و عامل اصلی افزايش روز‌آفزون پوكی استخوان است.

            ۲. برای حمل محلول كوكاكولا (محلول غليظ شده)، كاميونهای حامل بايد از
            علامتهای ويژه ”مواد خطرناك“ كه برای حمل مواد به‌شدت خوردنده در نظر
            گرفته شده است استفاده كنند. (يكی - دو ماه قبل يك كاميون حامل محلول
            غليظ شده نوشابه در سد قشلاق اطراف سنندج كه آب شرب اين شهر را تامين
            می‌كند، سقوط كرد. -م)

            ۳. توزيع‌كنندگان كوكاكولا بيش از ۲۰ سال است كه از كوكاكولا برای تميز
            كردن موتور كاميونهای خود استفاده می‌كنند.          
     

راستش من خودم از درست یا نادرست بودن این مطلب اطلاعی ندارم . ولی از آنجایی که از این اسراییلی ها همه چیز بر می آید بعید نیست که چنین چیزی صحت داشته باشد . خلاصه خود دانید . من این مطلب رو زدم و نظرم رو هم گفتم و حالا قضاوت با شما . اگه نظرخودتون رو در این مورد بهم بگید ممنون میشم . راستی این بگم که نظرات شما رو در مورد این موضوع به این پست اضافه می کنم (البته نظر ها)

جمعه 3 شهریور1385 ساعت  12:2   رضا   

  

 روش شناسایی اصفهانی ها

            اصفهانيها را مي شه با چهار خصلت شناخت
            - پوشيدن شلوار راه راه بعضا آبي و سفيد در منزل
            - وقتي بستني ميخورند در آن را مي ليسند
            - وقتي نوشابه ميخورند پس از خوردن هر قلپ به شيشه نوشابه نگاه ميکنند
            - آدرس دادن با کلمات بارزي همچون برو جلو ، صد متر برو جلوتر، هميجا ،
            همين بغل همراه هست و شما هيچوقت اصطلاح بر گرد عقب را نمي شنويد به
            دليل آن که حالش را ندارند سر را به عقب برگردانند و آدرس دهند

 

 اخبار جالب

            يک مخترع آلماني تلفن مخصوصي اختراع کرده است که توي تابوت مردگان نصب
            مي شود تا بستگان آنها بتوانند بدون آنکه از خانه خارج بشوند و زحمت
            رفتن به گورستان را بر خودشان هموار کنند، هر قدر دل شان مي خواهد با
            مردگان خود شان درد دل کنند! اين تلفن بزودي وارد بازار خواهد شد!

            در ژاپن ماموران پليس، جواني را که باعث يک تصادف رانندگي شده بود
            دستگير کردند، اما وقتي که فهميدند اين جوان بايد چند دقيقه ديگر در يک
            امتحان سر نوشت ساز شرکت کند، او را با اسکورت و آژير به محل امتحان
            بردند تا آقا از امتحان عقب نماند!

            در چين، يک بنگاه معاملات ملکي، به فروش ملک و املاک در کره ماه دست
            زده است!
            اين شرکت چيني مي گويد: هيچ قانوني وجود ندارد که فروش املاک در ماه را
            قدغن کرده باشد!
            ظاهرا هيچ قانوني هم وجود ندارد که از آقايان بپرسد شما مالکيت کره ماه
            را از کجا به دست آورده ايد ؟!

            در لس آنجلس، يک راننده تاکسي، قطعه الماسي توي تاکسي اش پيدا کرد که
            ارزش آن 350 هزار دلار بود. اين آقاي راننده تاکسي، اين الماس گرانقيمت
            را به اداره پليس برد و به آنها گفت: مال حرام از گلوي من پايين نمي
            رود!
            اين آقاي راننده، از مهاجران افغان بود که در لس آنجلس تاکسي مي راند!

            در يکي از جمهوري هاي پيشين يوگسلاوي -کرواشا- يک تابلوي نقاشي بسيار
            نفيس، به آقاي رييس جمهور اين کشورهديه داده شد. چند لحظه بعد معلوم شد
            که آقاي هديه دهنده، اين تابلوي نقاشي را از يکي از نمايشگاههاي هنري
            آن کشور دزديده است!

            در اسراييل، يک آقاي ثروتمندي، پس از يک بگو مگوي حسابي با عيال مربوطه
            بر سر اينکه او آدم بسيار خسيسي هست و جان به عزراييل هم نمي دهد، گاو
            صندوق خانه اش را باز کرد و مبلغ 680 هزار دلار پولي را که در گاو
            صندوق داشت در جلوي چشمان از حدقه در آمده همسرش آتش زد وخاکستر کرد!

            در ژاپن، يک خانم ژاپني، که با يک آقاي زن دار سر و سري بهم زده بود،
            مبلغ 136هزار دلار به يک آدمکش حرفه اي داد تا با شليک گلوله اي، شر
            همسر حامله معشوقش را از سرش کم کند. چون اين آقاي آدمکش به وعده اش
            وفا نکرد، خانم ژاپني به اداره پليس رفت و از آقاي آدمکش بخاطر نکشتن
            آن خانم حامله شکايت کرد

 

من بدهكارم 

            جيب هايم خالي ست
            كفش هايم كهنه ، چشمم كور
            من عجب دنده نرمي دارم
            من پول هايم را وقتي مي گيرم ،
            كه فاتحه اش را خوانده باشد زن من
            سر گلدسته برج
            جيب من جاي گره خوردن هيچ است و شپش
            هر كجا هستم باشم ، خانه اي مي خواهم
            اجاره، رهن ، كرايه همه اش مال من است
            چه اهميت دارد كه اجاره با لا ست
            صاحبان خانه چه خبر از ته جيبم دارند
            پول را بايد جست ، وام بايد كه گرفت ،
            خانه اي نقلي ساخت
            زير قرض بايد رفت
            با همه اهل و عيال ،نان خشك بايد خورد
            مگر اين اشكنه ها چه كم از ديزي سنگي دارد !
            بهتر آن است كه قانع باشيم
            و نگوييم كه پول و پله لازم داريم !
            حرف ديگر،كافيست
            خانه در يك قدمي است
            و طلبكار آنجاست!
            كفش را بايد كند
            پول را بايد جست

 

 

پنجشنبه 2 شهریور1385 ساعت  0:41   رضا